مشاهير کنکوري

fu346

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‏ايد كه اگر در زمان دانشمندان، قهرمانان، ورزشكاران، پادشاهان و آدم‏هاي مهم گذشته كنكور وجود داشت شايد سرنوشت آن‏ها هم عوض مي‏شد و چيزي مي‏شدند به جز شخصيت‏هايي كه امروزه از آن‏ها مي‏شناسيم؟ البته چون وقت شما كنكوري‏هاي عزيز بسيار ارزشمند است، لازم نيست بنشينيد و به مصاديق اين پيش‏فرض فكر كنيد. ما ساعت‏ها و روزها به جاي همه شما فكر كرديم و به نتايج احتمالي زير رسيديم:

مشاهير کنکوري!

اديسون: خوشبختانه وجود كنكور هيچ تغييري در مسير زندگي اين مخترع بزرگ ايجاد نمي‏كند. چون احتمالاً وي پس از مشاهده اين‏كه به دليل انتخاب رشته نادرست يا هر دليل درست ديگري با رتبه 25 در هيچ دانشگاهي قبول نشده، برق از سه فازش مي‏پريد و درست در اين لحظه سرنوشت‏ساز موفق به اختراع لامپ و ساير اختراعات برقي‏اش مي‏شد!

آقا محمدخان قاجار: اين شاه قاجار محال بود همان سال اول كنكور قبول نشود چون علاوه بر رشته‏هايي كه آقا پسرها مي‏توانند انتخاب كنند، در شرايط اضطراري مي‏توانست رشته‏هاي كاملاً دخترانه را هم وارد فرم انتخاب رشته‏اش كند.

انيشتين: اين دانشمند چون بچه (… خواني) بوده قطعاً در رشته فيزيك با رتبه بالا قبول مي‏شد اما پس از فارغ‏التحصيلي، وقتي مي‏ديد با اين مدرك نمي‏توان كار درست و حسابي دست و پا كرد، مي‏رفت كلاس كنكور بازمي‏كرد و خودش از عكس‏هاي خودش براي تبليغ كلاس كنكورش استفاده مي‏كرد.

ابوعلي‏سينا: اين انديشمند و دانشمند و فيلسوف بدون هيچ مشكلي در رشته‏هاي خوب قبول مي‏شد ولي متاسفانه سرانجام يكي از پيشنهادها و بورس‏هاي تحصيلي دانشگاه‏هاي خارجي وسوسه‏اش مي‏كرد و باعث فرار مغزهايش به ري، بلخ يا شوشتر مي‏شد!

fu347

اسكندر مقدوني: وقتي اسكندر و سپاهيانش به ايران حمله كردند و رسيدند لب مرز، متوجه مي‏شوند براي ورود به كشور بايد كنكور بدهند و طبق قوانين موجود، كسي نمي‏تواند همين‏طوري الكي سرش را بيندازد پايين و بيايد كشور ما را اشغال كند. اسكندر همان‏جا لب مرز مرتب كنكور مي‏داد و هي رتبه لازم را به دست نمي‏آورد و به اين ترتيب نه تنها عمر خودش، بلكه عمر نوح و نتيجه‏هايش هم به اشغال كشورمان قد نمي‏داد!

فردوسي: چون پادشاهان و بزرگان هم عصر اين شاعر بزرگ از درك هنر او عاجز بودند و از طرفي سرودن شاهنامه درآمد چنداني براي او نداشت و دخل و خرجش با هم جور نمي‏شد و مرتب به كاسب و بقال و قصاب و سوپرماركت سر كوچه و شركت فروشنده خودروي ليزينگي‏اش بدهكار بود، مي‏رفت در موسسه كنكور انيشتين كتاب‏هاي كنكور به شعر مي‏نوشت و آخر سر هم مي‏گفت:

بسي رنج بردم در اين سال سي / عجم زنده كردم بدين كتاب كنكوري!

سعدي: خوشبختانه سعدي آنقدر زرنگ بود كه بتواند گليم خودش را از آب بيرون بكشد و اجازه ندهد كنكور و قبول شدن يا نشدن در آن مسير زندگي‏اش را عوض كند، ولي به هر حال قطعاً يك باب جديد به گلستانش اضافه مي‏كرد و احتمالاً اسمش را هم مي‏گذاشت؛ آداب كنكور در سيرت پشت كنكوري‏ها!

باباطاهر عريان: اين شاعر بزرگ چون در كلاس‏هاي كنكور شركت مي‏كرد متوجه مي‏شد نام فاميلش باعث مي‏شود بچه‏هاي كلاس هر روز مضامين جديدي برايش كوك كنند و در گام اول مي‏رفت فاميلي‏اش را عوض مي‏كرد و مثلاً مي‏شد باباطاهر پوشيده! در ادامه هم در رشته ادبيات قبول مي‏شد و شعر مي‏سرود ولي اشعارش به شدت تحت تاثير كنكور قرار مي‏گرفت، مثلاً مي‏سرود:

بده خنجر كه تا سينه كنم چاك / ببينم تست بر جونم چه كرده؟


fu349

 

 

 

نيوتن: از آنجا که اين دانشمند علاقه‏ي زيادي به قبول شدن در رشته‏ي ستاره شناسي يا نجوم داشت، از صبح تا شب خودش را در اتاق حبس مي‏کرد و براي قبول شدن در کنکور درس مي‏خواند. و از آنجا که وقت يک پشت کنکوري بسيار ارزشمندتر از آن است که بيکار و بي‏عار برود و زير درخت سيب لم بدهد، بنابراين سيبي هم به سرش نمي‏خورد و جاذبه‏اي هم کشف نمي‏شد و الان بنده و شما، تمام اشياء و آدم‏هاي دور و برمان در فضا معلق بوديم!

 

 

ليلي و مجنون: اصولاً بسياري از صاحبنظران معتقدند بيکار نشستن در خانه يکي از مهم‏ترين عوامل و دلدادگي معروف‏ترين عاشق و معشوق تاريخ ادبيات است. اما اگر هردوي اين عزيزان در عصر ما زندگي مي‏کردند آنقدر درگير کلاس‏هاي تست و حل دفترچه‏هاي تست و مطالعه‏ي ضرايب دروس مختلف و فرم انتخاب رشته و کنکور آزمايشي بودند که سال تا سال هم وقت نمي‏کردند ياد هم بيافتند چه برسد به اين که مجنون ظرفي ببرد در خانه ليلي که آش نذري بگيرد و چون ليلي زد ظرفش را شکست را بيافتد در کوچه و خيابان و در اقدامي جلف و سبک بزند زير آواز که:

اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي؟

 

رستم: درباره‏ي اين قهرمان و اسطوره‏ي ايران زمين دو احتمال وجود دارد. يا به جاي هفت خوان سنتي و جنگيدن با ديو وعجوزه و اژدها و سير و عبور از بيابان مجبور مي‏شد برود ازتکخوان کنکور عبور کند که البته واضح و مبرهن است که خيلي زود (احتمالاً وقتي به تست‏هاي دروس تخصصي ميرسيد!) مي‏فهميد عبور از آن هفت‏خوان در برابر تکخوان مثل آب خوردن است.

در حالت دوم، رستم به عنوان طراح سؤال کنکور انتخاب مي‏شد و سؤال‏هاي کنکور سختي را طرح مي‏کرد، غافل از اين‏که فرزندش سهراب هم امسال کنکوري است و با درماندن از پاسخ دادن به تست‏هاي پدرش از زندگي نااميد مي‏شود و يک بلايي سرخودش مي‏آورد! ناگفته پيداست که رستم دير متوجه ماجرا مي‏شود و پاسخ نامه (همان نوش داروي سابق) را وقتي کار از کار گذشته، به سهراب مي‏رساند.

 

 

نوستر آداموس: احتمالاً اين پيشگوي معروف فرانسوي تنها فرد مشهوري است که در مواجهه با کنکور غمي به دل راه نمي‏داد چون براي کسي که قرن‏ها قبل حوادث مهمي مثل حادثه 11 سپتامبر و جنگ جهاني دوم را پيش‏بيني کرده، پيش‏بيني اين که جواب تست شماره 5 درس ادبيات گزينه الف، ب، ج يا دال است نبايد کار دشواري باشد!

 

 

نيما يوشيج: پدر شعر فارسي در مواجهه با کنکور “تست نو” را ابداع مي‏کرد که رها از قيد و بندهاي تست‏هاي معمولي و سرشار از خلاقيت بود. در تست‏ نو پاسخ خاصي، صحيح فرض نمي‏شد و مهم روش‏هاي خلاقانه‏اي بود که داوطلب براي پاسخ به تست‏ها به کار مي‏برد (شير يا خط انداختن، ريختن تاس، ده- بيست- سي- چهل کردن، اتل متل توتوله خواندن، چشم بستن و انگشت گذاشتن روي کاغذ و ساير روش‏هاي خلاقانه‏ي ديگر)

منبع :سايت گزينه دو

برای امتیاز دادن کلیک کنید!

میانگین امتیاز / 5. تعداد رای:

دانلود سریال مانکن