زن نازا

شروع موضوع توسط royai ‏Jul 18, 2016 در انجمن داستان کوتاه

  1. royai

    royai Well-Known Member Registered

    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 13, 2013
    ارسال ها:
    894
    Ratings:
    +123 / 9 / -0
    زن نازا

    گویند زنی زیبا و پاک سرشت به نزد حضرت موسی عليه‌السلام، كليم‌الله، آمد و به او گفت: «ای پیامبر خدا، برای من دعا کن و از خداوند بخواه که به من فرزندی صالح عطا کند تا قلبم را شاد کند.»
    حضرت موسی عليه‌السلام دعا کرد که خداوند به او فرزندی عطا کند. پس ندا آمد: «ای موسی، من او را عقیم و نازا آفریدم.»

    حضرت موسی عليه‌السلام به زن گفت: «پروردگار می‌فرمایند که تو را نازا آفریده است.»
    پس زن رفت و بعد از یک سال بازگشت و گفت: «ای نبی خدا، برای من نزد پروردگار دعا کن تا به من فرزندی صالح عطا کند.»

    بار دیگر حضرت موسی دعا کرد که خداوند به او فرزندی ببخشد. دوباره ندا آمد: «من او را عقیم و نازا بیافریدم.»
    موسی به زن گفت: «خداوند عزوجل می‌فرماید تو را نازا بیافریده.»

    بعد از یک سال، حضرت موسی همان زن را دید در حالی که فرزندی در آغوش داشت.
    از زن پرسید: «این نوزاد کیست؟»
    زن جواب داد: «فرزند من است.»

    پس موسی عليه السلام با خداوند صحبت کرد و گفت: «بارالها، چگونه این زن فرزندی دارد در حالی که تو او را عقیم و نازا آفریدی؟!»
    پس خداوند عزوجل فرمود: «ای موسی هر بار که گفتم «عقیم»، او مرا «رحیم» می‌خواند. پس رحمتم بر قدر و سرنوشت پیشی گرفت.»

    منبع : http://www.forum.tooptarinha.com/Thread-%D8%B2%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D8%A7